محمود كتبى

71

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

عقد فرمود ، در دوازدهم شعبان زفاف فرمود . در اثناى اين ايام ، خاطر مبارك به تربيت علما و رونق فضلا معطوف گردانيد و صفهاى مدرسهء تركانيه كه از امهات بقاع كرمان بلكه از معظمات مدارس جهان است به علماى دانشور و فضلاى دين‌پرور ممكن داشت و به اجلاس حاضر شد و اقتدا به پدر نامدار كتب محرمة الانتفاع [ را ] امر فرمود تا بشويند و مجلس درس دار السياده را ، كه از محدثات مبارزيست ، همچنين به حضور شريف مشرف مىفرمود . به يمن اين افعال نيكو ، دو بدفعل يكى محمود تمور نام در ولايت اربعه و يكى از اعراب در حدود شهر بابك [ كه ] به دزدى و عيارى اطراف مملكت خراب مىكردند و راه بر صادر و وارد بسته بودند به يك روز گرفتار شدند و هردو را بكشت و مملكت از خبث ايشان پاك شد . ذكر توجه شاه شجاع به اصفهان چون ماه صيام نزديك شد ، از جانب امير مبارز الدين ايلچيان متعاقب مىرسيدند كه شاه شجاع به جانب اصفهان [ آيد ] . در آخر شعبان عزيمت نمود و دوم ماه رمضان در رفسنجان چترى جهت او ترتيب كرد . بعد از آن زبان روزگار بدين بيت گويا شد : بادا مرصع از گهر اختران چرخ * چتر سپهر پيكر خورشيدساى شاه سه‌شنبه نهم رمضان به يزد نزول كرد . بعد از سه روز از يزد نهضت فرمود و در ظاهر ماربين با پدر مجتمع شد . بعد از چند روز خبر رسيد كه امير شيخ ابو اسحق با جمعى از هزارهء شادى در نواحى جربادقان اجتماعى كرده‌اند . امير مبارز الدين ، شاه شجاع را با جمعى از امرا در لشكرگاه رها كرد و خود به خفيه متوجه استيصال ايشان شد . امير شيخ به يك روز پيشتر واقف شده بود و لشكر متفرق گشته و به انواع ، مال و اسباب گذاشته . لشكريان غنيمت بسيار به‌دست آوردند و شاه شجاع ، در زمان نهضت پدر ، به فيروزان كه يك منزلى اصفهان است نزول كرد . بعد از آن در جوار باغ كاران كه به باروى شهر متصل است نقل كرد و در بعضى ايام شهريان بيرون مىتاختند و محاربه مىرفت . تا در روزى كه امير كيكاوس كه رستم روزگار بود و به قراولى رفته بود ، ناگاه جماعتى بيرون تاختند . او با ايشان مقاومت نمود . چون آوازه به شاه شجاع رسيد به نفس خود توجه نمود و حربى عظيم واقع شد و لشكر